عبد الجليل قزوينى رازى
429
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
نه آل محمّد « 1 » ايشانند كه هم فرزندانند و هم خويشانند ، و آل ابراهيم هم ايشانند . تا خواجه را اين شبهت مگر زايل شود كه بىنام ايشان باتّفاق امّت تحيّات تمام نيست ، و بىمهر ايشان دين بنظام نيست ؛ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . و اما آنچه گفته است كه : « ملحد وضو هم چنان كند كه رافضى » خداى عالم است كه ملحد هرگز وضو نكند مگر بريا و از بيم نوملحدان كه در هرمذهبى اين نوان عقيلهاند « 2 » نوسنّى نوشيعى نوحنيفى ، هيچ را اصلى نباشد كه آنجا بضرورت يا علّتى يا آفتى « 3 » در راه باشد مگر شخصى كه دين بدليل و حجّت قبول كند ، و ايمانش بىريا باشد ، و مذهب درست ؛ و بكورى خواجهء انتقالى شيعت وضو بموافقت قرآن كنند خلفا عن سلف بدين آيت كه بارى تعالى گفت : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ « 4 » ، دو أعضاء مغسوله ، و دو ممسوحه ؛ موافق آيت و فرمان خداى ، اگر ملحد همچنين كند براى ملحد و فعل ملحد دست از حق بنشايد داشتن . اينست جواب اين شبهات و معارضات اين كلمات بتوفيق خداى تعالى و هو حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ « 5 » . آنگه گفته است خاكش به دهان : « و حدّ چهارم اين خانه و اعتقاد و سيرت « 6 » با دهريان دارد زيرا كه دهرى گويد : محمّد حكيمى بود و سخنش همه رمز بود ، و همهء انبيا همچنين حكما بودند ، و رموز محمّد على دانست ، و على را « أساس النّبوّة » خوانند و گر چه بخداى و انبيا ايمان ندارند ؛ على را دوست دارند ، و رافضى گويد : سخن محمّد دو روى داشت ظاهر و باطن ؛ روى ظاهر وا « 7 » ابو بكر و عمر و ديگران
--> ( 1 ) - « نه آل محمد » فقط در دو نسخهء ح د ، و در ساير نسخ بعد از « و على آل محمد » : « كه ايشانند » . ( 2 ) - كذا ؛ در منتهى الارب گفته : « عقيلة كسفينه زن كريمهء مخدره ، گرامى قبيله ، و مهتر قوم ، و شتر گرامى ، و گرامى از هرچيزى » پس بكنايه به كار رفته يعنى اين نوان در هرمذهبى احترام دارند و بخاطر ايشان ديگران حرمت ظاهر مذهب را نگاه ميدارند حتى ملحدان بىعقيده براى حفظ ظاهر نوملحد بريا وضو مىگيرند . ( 3 ) - ع : « تا علتى تا آفتى دو راه باشد » م ث ب : « با على با آفتى در راه » ح د ندارند . ( 4 ) - صدر آيهء 6 سورهء مباركهء مائده . ( 5 ) - مأخوذ از ذيل آيهء 172 سورهء مباركهء آل عمران است و آيه چنين است : « وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ » . ( 6 ) - ع ث م ب : « و دو سيرت » ح د ، هم ندارند . ( 7 ) - م ب ح : « با » ث « به » .